زمان ثبت : پنجشنبه 6 تیر ماه سال 1387 در ساعت 6:17 PM
نویسنده : Missy
عنوان : Talk to her

دیوانه وار دوست دارم این فیلم را(Talk to her)

تک تک دیالوگ ها، موسیقی، فضا سازی، تصاویر همه چیز در بهترین حالت ممکن.

خودم هم باور نمی کنم که یه فیلم رو این همه دیده باشم، اما هیچ وقت تکراری نشده باشه واسم.

موسیقی اش دیوانه ام می کنه. موسیقی شروع فیلم و پایان فیلم  درصحنه تئاتر .موسیقی زمان گاوبازی، موسیقی رقص، اجرای زیبای کانانو در میان فیلم. همه چیز ... همه چیز...

عشق بنگیو، یک جور علاقه ی بی توجیه است شاید اما فوق العاده زیبا.

بگذریم...

در این روزهای ت ن ه ا ی ی شاید... برای nامین بار این فیلم رو دیدم.



زمان ثبت : پنجشنبه 6 تیر ماه سال 1387 در ساعت 6:17 PM
نویسنده : Missy
عنوان : Talk to her

دیوانه وار دوست دارم این فیلم را(Talk to her)

تک تک دیالوگ ها، موسیقی، فضا سازی، تصاویر همه چیز در بهترین حالت ممکن.

خودم هم باور نمی کنم که یه فیلم رو این همه دیده باشم، اما هیچ وقت تکراری نشده باشه واسم.

موسیقی اش دیوانه ام می کنه. موسیقی شروع فیلم و پایان فیلم  درصحنه تئاتر .موسیقی زمان گاوبازی، موسیقی رقص، اجرای زیبای کانانو در میان فیلم. همه چیز ... همه چیز...

عشق بنگیو، یک جور علاقه ی بی توجیه است شاید اما فوق العاده زیبا.

بگذریم...

در این روزهای ت ن ه ا ی ی شاید... برای nامین بار این فیلم رو دیدم.



زمان ثبت : سه شنبه 21 خرداد ماه سال 1387 در ساعت 00:19 AM
نویسنده : Missy
عنوان : Supposition

بر می گردی

و من

هنوز هم حوالی احتمال نیامدنم



زمان ثبت : شنبه 11 خرداد ماه سال 1387 در ساعت 02:06 AM
نویسنده : Missy
عنوان : pain

عجیب نیست اگر تو را نمی شناسم، چه هر آنچه می شناختم ...

عجیب نیست درد کشیدن، عجیب نیست درد همه ی قرص های توی کیف و زیر تخت و روی میز را یکجا حس کردن.

عجیب نیست تنهایی، شکوه دارد اما. شکوه شبی در راه. طولانی. تاریک. که از خلوت با ماه ، شوق رسیدن را گم می کنی، حتی.

عجیب نیست تخت را به آغوش کشیدن. تلخ است. مضحک است شاید، وقتی  حتی باران خلاصی ندارد از ابرها، زمین از تشنگی و تو از تو.

عجیب نیست بی قراری. شور بچه گانه ایست که بی تابم می کند.گاهی.



زمان ثبت : دوشنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1387 در ساعت 11:31 AM
نویسنده : Missy
عنوان : Joinder

راستی آخر این هفته قراره یه اتفاق مهم بیافته:

دیدار بابای خودم با بابای بچه هام!

خدا به خیر بگذرونه



زمان ثبت : دوشنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1387 در ساعت 11:25 AM
نویسنده : Missy
عنوان : Stirs

این روزها کلی کار انجام دادم؛

درکه رفتم-کوهسار-

.

نمایشگاه کتاب رفتم!

.

کنکور ارشد دادم

.

نمایشگاه کتاب رفتم!

.

خونه ی دوست جونام رفتم

.

نمایشگاه کتاب رفتم!

.

خونه ی اون یکی دوست جونام رفتم

.

نمایشگاه کتاب رفتم!

.

الان هم دانشکده ام و منتظر جلسه ی رسیدگی به پایان نامه

خدا این یکی رو به خیر بگذرونه. . .

می دونید نکته اش کجاست؟

اینکه دیگه نمی تونم نمایشگاه کتاب برم!



زمان ثبت : یکشنبه 8 اردیبهشت ماه سال 1387 در ساعت 11:32 PM
نویسنده : Missy
عنوان : Gusto

این روزها شده ام دختر بچه ای که آلاسکا هم ذوق زده اش می کند، خیلی خبری نیست از افسردگی های همیشگی و شیطنت های دخترانه گاه و بیگاه جاش را گرفته. تقریبا هر روز صبح-ظهر- با تماس کسی که حالا بعد از سه سال یقین دارم که دوستم دارد -و این روزها من هم طعم گس دوست داشتنش را مزه مزه می کنم-،‌ بیدار می شوم. خیلی قیدی ندارم که پنهانش کنم این حسی را که هنوز نمی دانم اسمش چیست.

همین



زمان ثبت : شنبه 24 فروردین ماه سال 1387 در ساعت 03:39 AM
نویسنده : Missy
عنوان : Qustion

جمعه،‌ چند شنبه است؟

 



زمان ثبت : چهارشنبه 8 اسفند ماه سال 1386 در ساعت 12:57 PM
نویسنده : Missy
عنوان : cloudy sky

اینجا اهواز است

و هوا ابری

*

*

*

دیوانه وار هوای ابری را دوست دارم

خصوصا وقتی کبود باشد آسمان و به سیاهی بزند. . .

باران هم اگر ببارد که مرام خدا را عشق است. . . این دیگر خود زندگی است



زمان ثبت : شنبه 13 بهمن ماه سال 1386 در ساعت 4:20 PM
نویسنده : Missy
عنوان : ‌Be a man


The world is quiet
like there is no one around
but I feel you beside me
I know the secrets
you keep locked away inside
Don't understand why you're fighting

I know she must be special
this new girl by your side
I seek for answers when I look into your eyes
And it hurts like hell but, I will be strong

For once in your life, be a man
Just tell me the words, 'cause I know that you can
Don't leave me with scars that no one can heal
For once in your life - be a man

You made me love you
love you right from the start
You're controlling my heart, babe
Don't pack your bags yet
Give me time to say goodbye
Just don't leave me wounded

No, I just hope you will regret the things you do
Come back to me
'cause our love is the real thing
And it hurts like hell, but I will be strong

For once in your life, be a man
Just tell me the words, 'cause I know that you can
Don't leave me with scars that no one can heal
For once in your life - be a man

I knew that I
I fought to keep our love strong
If you leave me now
you come running back for more, babe
And I hope for, and I wish for
and I pray, that the words from your mouth can
eventually make you a man

 

Aqua