جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : شنبه 11 خرداد ماه سال 1387 در ساعت 02:06 AM
نویسنده : Missy
عنوان : pain

عجیب نیست اگر تو را نمی شناسم، چه هر آنچه می شناختم ...

عجیب نیست درد کشیدن، عجیب نیست درد همه ی قرص های توی کیف و زیر تخت و روی میز را یکجا حس کردن.

عجیب نیست تنهایی، شکوه دارد اما. شکوه شبی در راه. طولانی. تاریک. که از خلوت با ماه ، شوق رسیدن را گم می کنی، حتی.

عجیب نیست تخت را به آغوش کشیدن. تلخ است. مضحک است شاید، وقتی  حتی باران خلاصی ندارد از ابرها، زمین از تشنگی و تو از تو.

عجیب نیست بی قراری. شور بچه گانه ایست که بی تابم می کند.گاهی.